فرهنگ آریانپور
غرغرو
#۱۴۱٬۹۰۵
cynical
بدگمان نسبت به درستى و نیکوکارى بشر، غرغرو، عیبجو، کلبى
disgruntled
ناخوشنود، ناراضى، غرغرو complainer
nag
اسب کوچک سوارى، اسب پیر و وامانده، یابو، فاحشه، عیبجویى کردن، نق زدن، آزار دادن، مرتبا گوشزد کردن، عیبجو، نق نقو
scold
آدم بد دهان، زن غرولندو، سرزنش کردن، بدحرفى کردن، اوقات تلخى کردن (به)، چوبکارى کردن yammerer
mumbler
من من کننده، کسى که آهسته و ناشمرده سخن مى گوید