فرهنگ آریان‌پور

غرغر کردن

#۱۴۱٬۸۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

growl

غرغر کردن، خرناس کشیدن، صدایى که از ناى سگ خشمگین بر مى آید

۲

chide

(past: chided, chid ; past participle: chided, chid, chidden) ـ سرزنش کردن، گله کردن از، غرغر کردن

۳

grudge

بى میلى، اکراه، بیزارى، لج، کینه، غرض، غبطه، بخل ورزیدن، لجاجت کردن، غبطه خوردن بر، رشک ورزیدن به، غرغر کردن

۴

mutter

من من، غرغر، لند لند، سخن زیر لب، من من کردن، جویده سخن گفتن، غرغر کردن

۵

grumble

ژکیدن، لندلند، غرغر کردن، گله کردن، ناله، گله