فرهنگ آریان‌پور

غرغر

#۱۴۱٬۸۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

mutter

من من، غرغر، لند لند، سخن زیر لب، من من کردن، جویده سخن گفتن، غرغر کردن

۲

static

ایستا، ساکن، ایستاده، وابسته به اجسام ساکن