فرهنگ آریان‌پور

عیب جویی کردن از

#۱۴۱٬۳۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

blame

مقصر دانستن، عیب جویى کردن از، سرزنش کردن، ملامت کردن، انتقاد کردن، گله کردن، لکه دار کردن، اشتباه، گناه، سرزنش

۲

reproach

سرزنش، عیب جویى، توبیخ، رسوایى، ننگ، عیب جویى کردن از، خوار کردن