فرهنگ آریان‌پور

عیب - بی -

#۱۴۱٬۳۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

entire

کاملاً، کلاً، سراسر

۲

intact

دست نخورده، بى عیب، سالم، کامل، صدمه ندیده

۳

perfect

کامل، مام، درست، بى عیب، تمام عیار، کاملاً رسیده، تکمیل کردن، عالى ساختن

۴

flawless

بى عیب

۵

blameless

بى گناه، بى تقصیر، بى عیب

۶

faultless

بى عیب، بى تقصیر

۷

indefectible

خلل ناپذیر، عیب نکردنى، خراب نشدنى، بى عیب، درست

۸

all right

(در گویش) صحیح، بسیار خوب، بى عیب، حتمى

۹

fault free

بى عیب، بى نقص