فرهنگ آریانپور
عیب - بی -
#۱۴۱٬۳۲۳
entire
کاملاً، کلاً، سراسر
intact
دست نخورده، بى عیب، سالم، کامل، صدمه ندیده
perfect
کامل، مام، درست، بى عیب، تمام عیار، کاملاً رسیده، تکمیل کردن، عالى ساختن
flawless
بى عیب
blameless
بى گناه، بى تقصیر، بى عیب
faultless
بى عیب، بى تقصیر
indefectible
خلل ناپذیر، عیب نکردنى، خراب نشدنى، بى عیب، درست
all right
(در گویش) صحیح، بسیار خوب، بى عیب، حتمى
fault free
بى عیب، بى نقص