فرهنگ آریانپور
عیب جویی کردن
#۱۴۱٬۳۳۴
rag
کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن
rail
سرزنش، توبیخ، سرکوفت، طعنه، ریل خط آهن، خط آهن، نرده، نرده کشیدن، توبیخ کردن
knock
کوبیدن، زدن، درزدن، بد گویى کردن از، به هم خوردن، مشت، ضربت، صداى تو تو، عیبجویى knock خودمانی badmouth
scold
آدم بد دهان، زن غرولندو، سرزنش کردن، بدحرفى کردن، اوقات تلخى کردن (به)، چوبکارى کردن
henpeck
سعى کردن براى تفوق یافتن (در مورد زوجیه نسبت به شوهر خود)، کوشش در مداخلات جزیى (در کارهاى شوهر) کردن، عیبجویى کردن
criticize
نقد ادبى کردن، انتقاد کردن، نکوهش کردن
animadvert
خرده گرفتن، اعتراض کردن، متوجه شدن، تعیین تقصیر و مجازات (به وسیله ى دادگاه) نمودن