فرهنگ آریان‌پور

عیب جویی‌ کردن

#۱۴۱٬۳۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

rag

کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن

۲

rail

سرزنش، توبیخ، سرکوفت، طعنه، ریل خط آهن، خط آهن، نرده، نرده کشیدن، توبیخ کردن

۳

knock

کوبیدن، زدن، درزدن، بد گویى کردن از، به هم خوردن، مشت، ضربت، صداى تو تو، عیبجویى knock خودمانی‌ badmouth

۴

scold

آدم بد دهان، زن غرولندو، سرزنش کردن، بدحرفى کردن، اوقات تلخى کردن (به)، چوبکارى کردن

۵

henpeck

سعى کردن براى تفوق یافتن (در مورد زوجیه نسبت به شوهر خود)، کوشش در مداخلات جزیى (در کارهاى شوهر) کردن، عیبجویى کردن

۶

criticize

نقد ادبى کردن، انتقاد کردن، نکوهش کردن

۷

animadvert

خرده گرفتن، اعتراض کردن، متوجه شدن، تعیین تقصیر و مجازات (به وسیله ى دادگاه) نمودن