فرهنگ آریان‌پور

عیب جویی

#۱۴۱٬۳۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

cavil

خرده گیرى کردن، عیب جویى کردن، خرده گیرى، عیب جویى

۲

reproach

سرزنش، عیب جویى، توبیخ، رسوایى، ننگ، عیب جویى کردن از، خوار کردن

۳

knock

کوبیدن، زدن، درزدن، بد گویى کردن از، به هم خوردن، مشت، ضربت، صداى تو تو، عیبجویى knock faultfinding personalities