واژههای فارسی←عمده - بازیگر -فرهنگ آریانپورعمده - بازیگر -#۱۴۰٬۲۲۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱protagonistبازیگر عمده، پیشقدم، پیش کسوت، سردستهواژههای نزدیک در الفباعمداً انجام دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمدا باختن مسابقه و شرط بندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمدا منهدم شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمدا منهدم کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمدتامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعمدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر