فرهنگ آریان‌پور

عمدتا

#۱۴۰٬۲۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

mainly

نیرومند، عمده، اصلى، مهم، تمام، کامل، دریا، با اهمیت main

۲

mostly

بیشترین، زیادترین، بیش از همه most predominantly preeminently

۳

chiefly

رئیس، سر، پیشرو، قائد، سالار، فرمانده، عمده، مهم chief

۴

largely

وسیع، جادار، پهن، درشت، لبریز، جامع، کامل، سترگ، بسیط، بزرگ، حجیم، هنگفت large

۵

primarily

اولیه، ابتداى، عمده، ابتدایى، مقدماتى، نخستین، اصلى primary

۶

principally

اصلى، عمده، مایه، مدیر، مهم، رئیس، مدیر مدرسه، مطلب مهم، سرمایه اصلى، مجرم اصلى principal