فرهنگ آریان‌پور

عرق‌ کرده

#۱۳۸٬۱۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

clammy

تر و چسبناک، سرد و مرطوب، آهسته رو، بى حرارت

۲

sweaty

خیس عرق، خوى کرده، عرقى، خوى آور، معرق