واژههای فارسی←عرق کردن بدن انسان و جانورفرهنگ آریانپورعرق کردن بدن انسان و جانور#۱۳۸٬۱۴۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱transpireرویدادن، بیرون آمدن، نشر کردن، نفوذ کردن، بخار پس دادن، فاش شدن، رخنه کردن، فراتراویدنواژههای نزدیک در الفباعرق سردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق سگیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق سوزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق صبر زرد مکزیکیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق کافور زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر