واژههای فارسی←عرق کردنفرهنگ آریانپورعرق کردن#۱۳۸٬۱۴۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sweatخوى، عرق کردن، عرق، عرق ریزى، مشقت کشیدن۲perspireتعریق، عرق ریختن، عرق کردن، دفع کردنواژههای نزدیک در الفباعرق زیرهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق سردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق سگیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق سوزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق صبر زرد مکزیکیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق کافور زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر