فرهنگ آریان‌پور

عارضی

#۱۳۶٬۸۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

formal

رسمى، داراى فکر، مقید به آداب و رسوم ادارى، تفصیلى، عارضى، لباس رسمى شب، قرار دادى

۲

episodic

اتفاقى، ضمنى، عارضى

۳

adventive

اتفاقى، عارضى، (گیاه شناسى) خودرو، نابومى

۴

extrinsic

داراى مبداء خارجى، بیرونى، خارجى، فرعى، جزیى، ضمیمه، اتفاقى، تصادفى، عارضى

۵

accidental

تصادفى، اتفاقى، غیر مترقبه، عرضى (arazy) ضمنى، عارضى، غیر اساسى، پیش آمدى

۶

phenomenal

پدیده اى، حادثه اى، عارضى، عرضى، محسوس، پیدا، شگفت انگیز، فوق العاده

۷

adventitious

نابجا، عارضى، خارجى، الحاقى، اکتسابى، غیر موروثى