فرهنگ آریان‌پور

عارضه

#۱۳۶٬۸۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

accident

حادثه، سانحه، واقعه ناگوار، مصیبت ناگهانى، تصادف اتومبیل، (پزشکى) علامت بد مرض، (منطق) صفت عرضى (arazy)، شیى، (در نشان خانوادگى) علامت سلاح، (دستور زبان) صرف، عارضه صرفى، اتفاقى، تصادفى، ضمنى، عارضه (در فلسفه)، پیشامد

۲

phenomena

حادثه، عارضه، عرض، نمود، تجلى، اثر طبیعى، نادره، شخص برجسته

۳

phenomenon

پدیده، حادثه، عارضه، نمود، تجلى، اثر طبیعى

۴

condition

شرط، وضعیت، شایسته کردن، حالت، چگونگى، مقید کردن، شرط نمودن