فرهنگ آریان‌پور

عارض

#۱۳۶٬۸۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

plaintiff

(حقوق) خواهان، دادخواه، عارض، شاکى، مدعى litigator

۲

petitioner

دادخواست کننده، دادخواه، عرض حال دهنده، عارض، شاکى، عریضه نگار، متکلم

۳

complainant

شاکى، دادخواه، عارض، مدعى، خواهان