فرهنگ آریان‌پور

طرف - بی -

#۱۳۵٬۳۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

just

(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم

۲

neuter

خنثى کردن، اخته کردن، وابسته به جنس خنثى، خنثى، بى طرف، بى غرض، اسم یا صفتى که نه مذکر و نه مونث است، خواجه

۳

neutral

خنثى، بى طرف، بیطرف، بدون جانبدارى، بیرنگ، نادر گیر

۴

imparial

بى طرف، بى طرفانه، منصفانه

۵

objective

مقصود، هدف، عینى، معقول، قابل مشاهده، بى طرف، علمى و بدون نظر خصوصى، حالت مفعولى، برونى، منظور

۶

disinterested

بى علاقه، بى غرض، بى طرف، بى طمع، بى غرضانه

۷

dispassionate

بى غرضى، بى طرف، بى تعصب، خونسرد