فرهنگ آریانپور
طرف - بی -
#۱۳۵٬۳۶۷
just
(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم
neuter
خنثى کردن، اخته کردن، وابسته به جنس خنثى، خنثى، بى طرف، بى غرض، اسم یا صفتى که نه مذکر و نه مونث است، خواجه
neutral
خنثى، بى طرف، بیطرف، بدون جانبدارى، بیرنگ، نادر گیر
imparial
بى طرف، بى طرفانه، منصفانه
objective
مقصود، هدف، عینى، معقول، قابل مشاهده، بى طرف، علمى و بدون نظر خصوصى، حالت مفعولى، برونى، منظور
disinterested
بى علاقه، بى غرض، بى طرف، بى طمع، بى غرضانه
dispassionate
بى غرضى، بى طرف، بى تعصب، خونسرد