فرهنگ آریان‌پور

طرف - از -

#۱۳۵٬۳۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

of

از، از مبدا، از منشا، از طرف، از لحاظ، در جهت، در سوى، در باره، به سبب، به وسیله of ـ (158)

۲

for

براى، به جهت، بواسطه، به جاى، از طرف، به ب هاى، درمدت، به قدر، در برابر، در مقابل، بر له، به طرفدارى از، مربوط به، مال، براى این که، زیرا که، چونکه

۳

behalf

بابت، از طرف