صافی
#۱۳۱٬۸۸۵
filter
صافى، پالونه، آب صاف کردن، تصفیه کردن، پالودن، صاف کردن، چیزى که بعضى پرتوها از آن مى گذرند ولى حایل پرتو هاى دیگر است
strainer
صافى، پالایش کننده، آب میوه گیر، بغاز
gloss
نرمى، صافى، براقى، جلا، جلوه ظاهر، برق انداختن، صیقل دادن، شرح، تفصیل، توضیح، تفسیر، تاویل، سفرنگ، حاشیه، فهرست معانى، تاویل کردن، حاشیه نوشتن بر
serene
آرام، ساکت، باز، روشن، صاف، بى سر و صدا، متین، آسمان صاف، متانت، صافى، صاف کردن
scumble
رنگ هاى نقاشى، بالایه اى از رنگ کدر کردن، مالش مختصر، سایس بنرمى، نرمى حاصله در اثر سایس یا مالش، صافى
colander
کفگیر، صافى
fairness
خوبى، زیبایى، روشنى، صافى، انصاف
serenity
آرامش، بى سر و صدایى، صافى، صفا، وقار
limpidity
زلالى، صافى
smoothness
هموارى، صافى
flat
پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت
sieve
الک، آردبیز، پرویزن، غربال، الک کردن، غربال کردن
alembic
انبیق، تقطیر کردن، عرق کشى کردن