فرهنگ آریان‌پور

صافی

#۱۳۱٬۸۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

filter

صافى، پالونه، آب صاف کردن، تصفیه کردن، پالودن، صاف کردن، چیزى که بعضى پرتوها از آن مى گذرند ولى حایل پرتو هاى دیگر است

۲

strainer

صافى، پالایش کننده، آب میوه گیر، بغاز

۳

gloss

نرمى، صافى، براقى، جلا، جلوه ظاهر، برق انداختن، صیقل دادن، شرح، تفصیل، توضیح، تفسیر، تاویل، سفرنگ، حاشیه، فهرست معانى، تاویل کردن، حاشیه نوشتن بر

۴

serene

آرام، ساکت، باز، روشن، صاف، بى سر و صدا، متین، آسمان صاف، متانت، صافى، صاف کردن

۵

scumble

رنگ هاى نقاشى، بالایه اى از رنگ کدر کردن، مالش مختصر، سایس بنرمى، نرمى حاصله در اثر سایس یا مالش، صافى

۶

colander

کفگیر، صافى

۷

fairness

خوبى، زیبایى، روشنى، صافى، انصاف

۸

serenity

آرامش، بى سر و صدایى، صافى، صفا، وقار

۹

limpidity

زلالى، صافى

۱۰

smoothness

هموارى، صافى

۱۱

flat

پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت

۱۲

sieve

الک، آردبیز، پرویزن، غربال، الک کردن، غربال کردن

۱۳

alembic

انبیق، تقطیر کردن، عرق کشى کردن