فرهنگ آریانپور
شتافتن
#۱۲۵٬۴۲۸
hasten
تسریع ردن، شتاباندن، شتافتن
rush
(گیاه شناسى) نى بوریا، بوریا، انواع گیاهان خانواده سمار، یک پر کاه، جزیى، حمله، یورش، حرکت شدید، ازدحام مردم، جوى، جویبار، هجوم بردن، بر سر چیزى پریدن، کارى را با عجله و اشتیاق انجام دادن
spur
مهمیز، سیخ، مهمیز زدن
tear
(past: tore ; past participle: torn) ـ دراندن، گسیختن، گسستن، پاره کردن، دریدن، چاک دادن (معمولاً به صورت جمع) اشک، سرشک، گریه، پارگى، چاک
trot
یورتمه، یورتمه روى، بچه تاتى کن، یورتمه رفتن، صداى یورتمه رفتن اسب، کودک، عجوزه
hurry
شتاب کردن، شتابیدن، عجله کردن، چاپیدن، بستوه آوردن، با شتاب انجام دادن، راندن، شتاب، عجله، دستپاچگى
scamper
چهار نعل، بتاخت رفتن، چهار نعل دودیدن، گریز، فرار با شتاب، پرواز سریع