فرهنگ آریان‌پور

سواره

#۱۲۱٬۹۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

horse

اسب، (در شطرنج) اسب، سواره نظام، اسبى، وابسته به اسب، قوه اسب، (در ماشین بخار و غیره) ـ اسب دار کردن، سوار اسب کردن، اسب دادن به، بالا بردن، برپشت سوار کردن، شلاق زدن، به دوش کشیدن، غیرمنصفانه

۲

soiree

(فرانسه) مهمانى شب، شب نشینى

۳

mounted

سوار شده، نصب شده

۴

galloping

تاخت، چهار نعل، چهار نعل رفتن، تازیدن

۵

equestrian

مربوط به اسب سوارى، اسب سوار، چابک سوار