فرهنگ آریانپور
سوارشدن
#۱۲۱٬۹۵۹
back
عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن
board
تخته، تابلو، شیئت، تخته یا مقوا و یا هر چیز مسطح، میز غذا، غذاى روى میز، اغذیه، میز شور یا دادگاه، هیئت عامله یا امنا، هیئت مدیره، تخته بندى کردن، سوارشدن، به کنار کشتى آمدن (بمنظورحمله)، تخته پوش کردن، پانسیون شدن، منزل کردن (در شبانه روزى) ـ
mount
سوار کردن، سوار شدن، نصب کردن کوه، تپه، صعود، ترفیع، مقواى عکس، پایه، قاب عکس، مرکوب (اسب، دوچرخه و غیره) ـ