فرهنگ آریان‌پور

سوار هواپیما شدن

#۱۲۱٬۹۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

enplane

سوار هواپیما شدن

۲

boarding

تخته، تابلو، شیئت، تخته یا مقوا و یا هر چیز مسطح، میز غذا، غذاى روى میز، اغذیه، میز شور یا دادگاه، هیئت عامله یا امنا، هیئت مدیره، تخته بندى کردن، سوارشدن، به کنار کشتى آمدن (بمنظورحمله)، تخته پوش کردن، پانسیون شدن، منزل کردن (در شبانه روزى) ـ board