فرهنگ آریان‌پور

سوار کنی

#۱۲۱٬۹۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

fitting

مناسب، بجا، بمورد، بموقع، پرو لباس، جفت سازى، سوار کنى، لوازم