فرهنگ آریان‌پور

سوار کشتی شدن

#۱۲۱٬۹۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

embarkation

سوار کشتى شدن

۲

ship

کشتى، جهاز، کشتى هوایى، هواپیما، با کشتى حمل کردن، فرستادن، سوار کشتى شدن، سفینه، ناو