فرهنگ آریانپور
سوار کردن ماشین الات
#۱۲۱٬۹۴۴
assemble
همگذاردن، سوار کردن، فراهم آوردن، انباشتن، گرد آوردن، جفت کردن، جمع شدن، گرد آمدن، انجمن کردن، ملاقات کردن
assembly
همگذارى، مجمع، اجتماع، انجمن، مجلس، گروه، هیئت قانون گذارى
installment
(instalment =) ـ قسط، بخش