واژههای فارسی←سست کنندهفرهنگ آریانپورسست کننده#۱۱۹٬۰۰۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱lazyتنبل، درخورد تنبلى، کند، بطیى، کندرو، با کندى حرکت کردن، سست بودنواژههای نزدیک در الفباسست شدن - شل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسست عنصرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسست عنصر - ضعیف -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسست کاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسست کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسست کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر