فرهنگ آریانپور
سست کردن
#۱۱۹٬۰۰۲
weaken
سست کردن، ضعیف کردن، سست شدن، ضعیف شدن، کم نیرو شدن، کم کردن، تقلیل دادن
slacken
سست کردن، شل کردن یا شدن، آهسته کردن، کند کردن، کم شدن، نحیف کردن
enervate
سست کردن، بى رگ کردن، بى حال کردن، جسماً ضعیف کردن، ناتوان کردن، بى اثر کردن
enfeeble
سست کردن، ضعیف کردن
slack
قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف
loosen
شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکى در آوردن
discourage
دلسرد کردن، بى جرات ساختن، سست کردن
emasculate
از مردى انداختن، اخته کردن، (مجازى) سست کردن
inactivate
ناکنش ور ساختن، بى کار کردن، سست کردن، غیر فعال کردن