فرهنگ آریانپور
سست کردن
#۱۱۹٬۰۰۱
enervate
سست کردن، بى رگ کردن، بى حال کردن، جسماً ضعیف کردن، ناتوان کردن، بى اثر کردن
enfeeble
سست کردن، ضعیف کردن
loosen
شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکى در آوردن
emasculate
از مردى انداختن، اخته کردن، (مجازى) سست کردن
loose
شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن
relax
لینت دادن، شل کردن، کم کردن، تمدد اعصاب کردن، راحت کردن
shake
(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن
narcotize
داروى مسکن دادن، تخدیر کردن
debilitate
ناتوان کردن، ضعیف کردن