فرهنگ آریانپور
سرگردان شدن
#۱۱۸٬۴۰۸
divagate
سرگردان شدن، پرت شدن، پریشان گفتن
roil
آشفته کردن، مخلوط کردن، سرگردان شدن، دنبال هم دویدن، با جیغ و داد بازى کردن
stray
سرگردان، ولگردى، ولگرد، راه گذر، جانور بى صاحب، آواره کردن، سرگردان شدن، منحرف شدن، گمراه شدن
extravagate
از حد اعتدال بیرون رفتن، منحرف شدن، کار نامعقول کردن، سرگردان شدن