فرهنگ آریان‌پور

سرگردان شدن

#۱۱۸٬۴۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

divagate

سرگردان شدن، پرت شدن، پریشان گفتن

۲

roil

آشفته کردن، مخلوط کردن، سرگردان شدن، دنبال هم دویدن، با جیغ و داد بازى کردن

۳

stray

سرگردان، ولگردى، ولگرد، راه گذر، جانور بى صاحب، آواره کردن، سرگردان شدن، منحرف شدن، گمراه شدن

۴

extravagate

از حد اعتدال بیرون رفتن، منحرف شدن، کار نامعقول کردن، سرگردان شدن