فرهنگ آریان‌پور

سرگردان

#۱۱۸٬۴۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

stray

سرگردان، ولگردى، ولگرد، راه گذر، جانور بى صاحب، آواره کردن، سرگردان شدن، منحرف شدن، گمراه شدن

۲

forlorn

سرگردان، بیچاره، درمانده، بى کس، متروک

۳

wanderer

سرگردان، سیار، آواره

۴

straggler

سرگردان، آواره، ولگرد

۵

wandering

سرگردان بودن، آواره بودن، منحرف شدن

۶

dp

(displaced person =) ـ بى خانمان، بى مکان و منزل، تبعید شده، سرگردان

۷

adrift

دستخوش طوفان، غوطه ور (روى آب)، (مجازى) آواره، بدون هدف، سرگردان، شناور

۸

astray

گمراه، سرگردان، منحرف، بیراه، گیج

۹

errant

عیار، آواره، سرگردان، حادثه جو، کمراه، منحرف، بدنام

۱۰

strafe

با هواپیما زیر رگبار مسلسل و توپ گرفتن، به باد انتقاد گرفتن، سرگردان

۱۱

erratic

نامنظم، سرگردان، غیر معقول، متلون، غیر قابل پیش بینى، دمدمى مزاج

۱۲

gadabout

آدم ولگرد، سرگردان، آواره، در به در

۱۳

runabout

آواره، سرگردان، اتومبیل سبک

۱۴

straggle

متفرق شدن، هرزه روئیدن، سرگردان بودن، سرگردان، آواره

۱۵

discursive

استدلالى، برهانى، سرگردان

۱۶

waif

مال بى صاحب (در دریا)، مال متروکه، بچه بى صاحب، آدم در به در، بچه سر راهى