فرهنگ آریان‌پور

سرکشیدن

#۱۱۸٬۳۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

swill

سرکشیدن، زود خوردن، خیس کردن، آشغال

۲

lap

دامن لباس، لبه لباس، سجاف، محیط، محل نشو و نما، آغوش، سرکشیدن، حریصانه خوردن، لیس زدن، با صدا چیزى خوردن، شلپ شلپ کردن، تاه کردن، پیچیدن

۳

guzzle

بلعیدن، حریصانه خوردن، سرکشیدن

۴

swig

جرعه طولانى نوشیدن، آشامیدن، جرعه

۵

drink

(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب

۶

snort

خرناس، خرخر، جرعه مشروب، خروپف کردن، زفیر کشیدن، غریدن