فرهنگ آریانپور
سرکشیدن
#۱۱۸٬۳۴۴
swill
سرکشیدن، زود خوردن، خیس کردن، آشغال
lap
دامن لباس، لبه لباس، سجاف، محیط، محل نشو و نما، آغوش، سرکشیدن، حریصانه خوردن، لیس زدن، با صدا چیزى خوردن، شلپ شلپ کردن، تاه کردن، پیچیدن
guzzle
بلعیدن، حریصانه خوردن، سرکشیدن
swig
جرعه طولانى نوشیدن، آشامیدن، جرعه
drink
(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب
snort
خرناس، خرخر، جرعه مشروب، خروپف کردن، زفیر کشیدن، غریدن