واژههای فارسی←سرکشی کردن بهفرهنگ آریانپورسرکشی کردن به#۱۱۸٬۳۴۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱oversee(past: oversaw ; past participle: overseen) ـ سرکشى کردن به، مباشرت کردن بر، سرپرستى کردنواژههای نزدیک در الفباسرکشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسرکش شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسرکش گذاردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسرکشتی را در جهت باد گردانیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسرکشیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسرکشی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر