فرهنگ آریان‌پور

سرکشی‌ کردن

#۱۱۸٬۳۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

inspect

سرکشى کردن، بازرسى کردن، تفتیش کردن، رسیدگى کردن

۲

visit

دیدن کردن از، ملاقات کردن، زیارت کردن، عیادت کردن، سرکشى کردن، دید و بازدید کردن، ملاقات، عیادت، بازدید، دیدار