فرهنگ آریانپور
سرکش
#۱۱۸٬۳۳۵
refractory
سرکش، گردنکش، سرسخت، جسم نسوز، مقاوم اسب
contumacious
سرکش، خودسر، سرپیچ، متمرد، یاغى
froward
خودسر، سرکش، سرسخت، خود راى، یاغى
indocile
نا فرمان، سرکش، رام نشدنى، تعلیم نا پذیر
inelastic
بدون قوه ارتجاعى، بدون کشش، ناجهنده، شق، سرکش، غیر قابل انعطاف، تغییر نا پذیر، سفت
malignant
بدطینت، خطرناک، زیان آور، صدمه رسان، کینه جو، بدخواه، متمرد، سرکش، (پزشکى) بدخیم
malcontent
یاغى، سرکش، متمرد، ناراضى، آماده شورش
disobedient
نافرمان، سرکش، نامطیع، گردنکش، متمرد
indomitable
رام نشدنى، سرکش، سخت، غیر قابل فتح، تسخیر نا پذیر، تسلط ناپذیر
insubordinate
نا فرمان، گردن کش، سرکش
irrepressible
جلوگیرى نکردنى، منع ناپذیر، غیر قابل جلوگیرى، خوابانده نشدنى، مطیع نشدنى، سرکش
hard mouthed
بد دهنه، بدلگام، (مجازى) خودسر، سرکش
unbroken
(unbroke =) ـ رام نشده، سوقان گیرى نشده، مسلسل، ناشکسته