فرهنگ آریان‌پور

سخت گیری

#۱۱۶٬۳۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

tax

مالیات، باج، خراج، تحمیل، تقاضاى سنگین، ملامت، تهمت، سخت گیرى، مالیات بستن، مالیات گرفتن از، متهم کردن، فشار آوردن بر

۲

exaction

مطالبه به زور، تحمیل، سخت گیرى، اخاذى

۳

severity

سختى، شدت، سخت گیرى، دقت، خشونت

۴

crackdown

تادیب، سخت گیرى

۵

stricture

خشونت، سخت گیرى، باریک بینى، جراحت، تنگى، ضیق