فرهنگ آریان‌پور

سخت‌ گیر

#۱۱۶٬۳۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fastidious

سخت گیر، باریک بین، مشکل پسند، بیزار

۲

difficult

سخت، دشوار، مشکل، سخت گیر، صعب، گرفتگیر

۳

dour

سخت، خیره سر، سرسخت، لجوج

۴

taskmaster

کارفرما، سرکار، مباشر ظالم، جبار، سختگیر

۵

disciplinarian

اهل انضباط، نظم دهنده، انضباطى