فرهنگ آریان‌پور

سخت‌ کاربرد

#۱۱۶٬۲۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

awkward

خامکار، زشت، بى لطافت، ناشى، سرهم بند، غیر استادانه

۲

unwieldy

سنگین، گنده، بدهیکل، دیر جنب، صعب

۳

cumbersome

سنگین، طاقت فرسا، مایه زحمت، بطى