فرهنگ آریان‌پور

سخت‌ کار کردن

#۱۱۶٬۲۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

grub

کرم حشره، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (زبان عامیانه) خوراک، خواربار، کوتوله، مزدور، نویسنده مزدور، زمین کندن، جستجو کردن، جان کندن، از ریشه کندن یا درآوردن، قلع کردن، (مجازى) از کتاب استخراج کردن، خوردن، غذا دادن

۲

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۳

sweat

خوى، عرق کردن، عرق، عرق ریزى، مشقت کشیدن