فرهنگ آریان‌پور

زورگویی‌ کردن

#۱۱۱٬۸۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bully

قلدر، پهلوان پنبه، گردن کلفت، گوشت، تحکیم کردن، قلدرى کردن

۲

hector

(با حرف بزرگ) اسم خاص مذکر، آدم گردن فراز، خودنما، لاف زدن، قلدرى کردن، (افسانه یونان و با حرف بزرگ) یکى از فرزندان پریام (priam)

۳

bluster

با سختى و شدت و سر و صدا وزیدن (مثل باد)، پر سر و صدا بودن، باد مهیب و سهمگین

۴

dictate

دیکته کردن، با صداى بلند خواندن، امر کردن

۵

bulldoze

ارعاب و تهدید کردن، روى ماشین بولدوزر کار کردن

۶

domineer

سلطه جویى کردن، تحکم کردن، مستبدانه حکومت کردن