فرهنگ آریانپور
زورگویی
#۱۱۱٬۸۸۹
force
زور، نیرو، جبر، عنف، نفوذ، (در جمع) قوا، عده، شدت عمل، (فیزیک) بردار نیرو، خشونت نشان دادن، درهم شکستن، قفل یا چفت را شکستن، مسلح کردن، مجبور کردن به زور گرفتن، به زور باز کردن، بى عصمت کردن، راندن، بیرون کردن، با زور جلو رفتن، تحمیل، مجبور کردن
coercion
اجبار، اضطرار، تهدید و اجبار
exaction
مطالبه به زور، تحمیل، سخت گیرى، اخاذى
dictatorship
حکومت استبدادى، دیکتاتورى