فرهنگ آریانپور
زنده ماندن
#۱۱۱٬۲۲۱
survive
زنده ماندن، باقى بودن، بیشتر زنده بودن از، گذراندن، سپرى کردن، طى کردن، برزیستن
live
زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر
persist
سماجت کردن، پافشارى کردن، اصرار کردن، ایستادگى
#۱۱۱٬۲۲۱
زنده ماندن، باقى بودن، بیشتر زنده بودن از، گذراندن، سپرى کردن، طى کردن، برزیستن
زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر
سماجت کردن، پافشارى کردن، اصرار کردن، ایستادگى