فرهنگ آریان‌پور

زنده ماندن

#۱۱۱٬۲۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

survive

زنده ماندن، باقى بودن، بیشتر زنده بودن از، گذراندن، سپرى کردن، طى کردن، برزیستن

۲

live

زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر

۳

persist

سماجت کردن، پافشارى کردن، اصرار کردن، ایستادگى