فرهنگ آریان‌پور

زنده‌ کردن

#۱۱۱٬۲۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

vivify

زنده کردن، احیا کردن، روح دادن

۲

quicken

زنده کردن، جان دادن به، روح بخشیدن، تسریع شدن، تخمیر کردن، زنده شدن

۳

animate

سرزنده، با روح، جاندار، روح دادن، زندگى بخشیدن، تحریک و تشجیع کردن، جان دادن به