فرهنگ آریان‌پور

زنده شدن

#۱۱۱٬۲۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

revive

زنده شدن، دوباره دایر شدن، دوباره رواج پیدا کردن، نیروى تازه دادن، احیا کردن، احیا شدن، باز جان بخشیدن، به هوش آمدن

۲

liven

(در گویش، غالباً با up) چالاک شدن، زنده شدن، چابک شدن، با روح شدن

۳

quicken

زنده کردن، جان دادن به، روح بخشیدن، تسریع شدن، تخمیر کردن، زنده شدن

۴

waken

بیدار کردن، بیدار شدن، بیدارى کشیدن