فرهنگ آریانپور
زنده داری - شب -
#۱۱۱٬۱۹۶
wake
(past: waked, woke ; past participle: waked, woken) ـ بیدارى، شب زنده دارى، شب نشینى، احیاء، شب زنده دارى کردن، از خواب بیدار کردن، رد پا، دنباله کشتى
vigil
شب زنده دارى، احیا، دعاى شب
vigilance
مراقبت، مواظبت، شب زنده دارى، کشیک، آمادگى، چالاکى، احتیاط، گوش بزنگى
lucubration
مطالعه سخت، دود چراغ خورى، شب زنده دارى