فرهنگ آریان‌پور

زنده داری - شب -

#۱۱۱٬۱۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

wake

(past: waked, woke ; past participle: waked, woken) ـ بیدارى، شب زنده دارى، شب نشینى، احیاء، شب زنده دارى کردن، از خواب بیدار کردن، رد پا، دنباله کشتى

۲

vigil

شب زنده دارى، احیا، دعاى شب

۳

vigilance

مراقبت، مواظبت، شب زنده دارى، کشیک، آمادگى، چالاکى، احتیاط، گوش بزنگى

۴

lucubration

مطالعه سخت، دود چراغ خورى، شب زنده دارى