واژههای فارسی←زنده بودنفرهنگ آریانپورزنده بودن#۱۱۱٬۱۹۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱liveزندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایرواژههای نزدیک در الفبازندانی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزندانی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزندانیانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزندانیان سیاسی یا اسرای - بازداشتگاه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزندانیان و اسرا به - ازادی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزندانیان هم زنجیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر