فرهنگ آریان‌پور

زنده - موجود -

#۱۱۱٬۱۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

being

زمان حال فعل to be، هستى، وجود، آفریده، مخلوق، موجود زنده، شخصیت، جوهر، فرتاش

۲

wight

مخلوق، موجود زنده، بشر، شخص، خرده، تکه