فرهنگ آریان‌پور

زندگی کردن - نامرتب -

#۱۱۱٬۱۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

knock about

سرو صدا ایجاد کردن، پرسه زدن، نامرتب زندگى کردن