فرهنگ آریانپور
زندگی کردن
#۱۱۱٬۱۴۴
room
اتاق، خانه، جا، فضا، محل، موقع، مجال، مسکن گزیدن، منزل دادن به، وسیع تر کردن
dwell
(past: dwelt, dwelled ; past participle: dwelt, dwelled) ـ ساکن بودن، اقامت گزیدن
reside
اقامت داشتن، مسکن داشتن، مقیم شدن، مستقر بودن
breathe
دم زدن، نفس کشیدن، استنشاق کردن
inhabit
ساکن شدن (در)، مسکن گزیدن، سکنى گرفتن در، بودباش گزیدن در، آباد کردن