فرهنگ آریان‌پور

زندگی کردن

#۱۱۱٬۱۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

live

زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر

۲

habit

عادت، خو، مشرب، ظاهر، جامه، لباس روحانیت، روش طرز رشد، رابطه جامه پوشیدن، آراستن، معتاد کردن، زندگى کردن