فرهنگ آریان‌پور

اشک

#۱۱٬۰۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

teardrop

اشک، قطره اشک

۲

tear

(past: tore ; past participle: torn) ـ دراندن، گسیختن، گسستن، پاره کردن، دریدن، چاک دادن (معمولاً به صورت جمع) اشک، سرشک، گریه، پارگى، چاک

۳

brine

شوراب، آب شور، اشک، آب نمک

۴

flood

سیل، طوفان، (در شعر) رود، دریا، اشک، غرق کردن، سیل گرفتن، طغیان کردن

۵

water

آب، آبگونه، پیشاب، مایع، آب دادن