فرهنگ آریانپور
اشک
#۱۱٬۰۵۹
teardrop
اشک، قطره اشک
tear
(past: tore ; past participle: torn) ـ دراندن، گسیختن، گسستن، پاره کردن، دریدن، چاک دادن (معمولاً به صورت جمع) اشک، سرشک، گریه، پارگى، چاک
brine
شوراب، آب شور، اشک، آب نمک
flood
سیل، طوفان، (در شعر) رود، دریا، اشک، غرق کردن، سیل گرفتن، طغیان کردن
water
آب، آبگونه، پیشاب، مایع، آب دادن